وقتي ميخندي....
وقتي ميخندي آسمون ميباره از عشق چشات
وقتي ميخندي خورشيد هم بيرون مياد با خنده هات
وقتي ميخندي دنيامو ستاره بارون ميكني
دفتر شعرامو پر از ليلي و مجنون ميكني
وقتي ميخندي غنچه ها وا ميشه
اين دل كوچيك منم دوباره شيدا ميشه
وقتي ميخندي زندگي ميخنده باز به روي من
دوباره شادي و سرور مياد به جستجوي من
وقتي ميخندي دل من پرميكشه تا كهكشون
آسمون شباي من بازم ميشه ستاره بارون
بخند كه با خنده هات يه جون تازه ميگيرم
اگه يه روز تو نخندي جون ميدم و ميميرم
پگاه
قناري در قفس مرده ست مي داني؟...نمي داني
شقايق زرد و پژمرده ست مي داني؟...نمي داني
ببين وهم عجيبي را كه در رو ياي پروازست
دل پروانه آزرده ست ميداني؟...نمي داني
عجب جشن غريبي ! ميز آماده ست
كسي سهم تو را خورده ست ميداني؟...نمي داني
من از قلب غزلهايم تورا فرياد مي كردم
چراغ واژه افسرده ست مي داني؟...نمي داني
در اين تاريك وروشن ها تورا ديگر نمي بينم
كسي ماه تورابرده ست مي داني؟...نمي داني
کوچ
دل كه به غريبه بستم
از همه دنيا گسستم
واسه خاطر غريبه
سنتها رو هم شكستم
دل رو به غريبه باختم
قصر رويا ها رو ساختم
دل اون با من نبود كه
من براي هيچي سوختم
نفهميدم اون غريبه
زشتيهاش چه دلفريبه
نفهميدم اشتباهه
عاشقي يه جور گناهه
دلم از آدما خونه
مي گيره از من بهونه
مي گه آدما چه سنگن
چرا بي رحمه زمونه؟
دل سركش و ديوونه!
دنيا اينجور نمي مونه
هنوزم فرصت برات هست
مي شه گفت دل پشيمونه
كسي كه زندوني تن نيست
كسي كه هوس نمي خواد
بهتره تنها بمونه
كسي با اون راه نمي ياد
چرا اينقدر زشته دنيا؟
چرا خورشيد نيست تو شبها؟
چرا بايد قلب سادم
بشه زود اسير رويا؟
من مثل آدما نيستم
نمي خوام اسير مونم
نمي خوام تو زمين خاكي
زودي ريشه بدوونم
من دلم اسير تن نيست
دنيا ديگه جاي من نيست
آخه هيچ كسي تو دنيا
دردش اندازه ي من نيست
همه دلخوشي ها پوچِه
تنها راه چاره كوچِه
تنها راه چاره كوچِه
كوچِه......
شما
تو چشمتون چه قصه هاس نگاهتون چه آشناس![]()
اگه بپرسین از دلم می گم گرفتار شماس![]()
نگاهتون پیش منه(؟) حواستون جای دیگه س![]()
خیالتون اینجا که نیس پیش یه رسوای دیگه س![]()
نفس نفس تو سینه ام عطر نفس های شماس![]()
اگر که قابل بدونین خونه ی دل جای شماس![]()
میمیرم از حسادت دلی که دلدار شماس![]()
کاش میدونستم اون کیه که توی رویای شماس![]()
شما گناهی ندارین این روزگار بی وفاس ![]()
تو خلوت شبونه ام خالی فقط جای شماس![]()
تو جام می تموم شب نقش دو چشمای شماس![]()
(ابی)
خیلی وقته که به خوابم نمیای
تویی که تموم دنیای منی
دیگه شعرای منو نمی خونی
تویی که تنها دلیل بودنی....
آرزو مي كردم
كه تو خواننده ي شعرم باشي
راستي شعر مرا مي خواني ؟
نه ، دريغا ، هرگز
باورنم نيست كه خواننده ي شعرم باشي
كاشكي شعر مرا مي خواندي
(از دوست خوبم آقای علیرضا: http://alirezayazdani.blogfa.com )
دیگه بریدم...
دیگه نه دوست دارم نه اینکه واست میمیرم
نه تو دنیای منی نه من به عشقت اسیرم
دیگه نه تو رو می خوام نه زندگی نه رویارو
نه بارونو نه تگرگ نه آسمون نه ابرارو
دیگه نه دیوونتم نه عاشقت نه مجنونت
نه اینکه دلم شده بد جوری پریشونت
نه دیگه دیوونگی بسه....تا کی بی تو زنده بودن؟
تا کی آخه توی خیال برای چشمات سرودن؟
دروغ چرا من بریدم...هرکی هرچی می خواد بگه
نمیخوام زندگی کنم حتی یه لحظه ی دیگه
چه فایده توی تنهایی بدون تو من زنده یاشم؟
چرا باید توی لحظه هام اشک دوریتو بپاشم؟
تو سهم من نیستی عزیز پس زندگی برای چی؟
عمر من بی معنیه و پوچ وقتی تو با من نباشی
من برای تو می میرم و تو بی خبر از وجود من
خدای من اینه جواب نیایش و سجود من؟
اما بازم بی خیال حتما قسمت همین بوده
سهم همه آسمون و سهم منم زمین بوده
بازم خدا رو شکر میگم بزرگه و مهربونه
هنوز ولی بدون تو این دل با سوز می خونه
(پگاه)
چرا نمی فهمی؟
چقدر سخت بريدن ، چرا نمي فهمي
و خواستن ، نرسيدن ، چرا نمي فهمي
مگر به جز به شوق تو پر مي زنم اي عشق
و قطره قطره چكيدن ، چرا نمي فهمي
حديث چشم تو در لحظه ام جاريست
و خسته خسته تپيدن ، چرا نمي فهمي
تمام روزن شب در پي ات بودم
و كوچه كوچه دويدن ، چرا نمي فهمي
هنوز راه درازيست تا تو را ديدن
و راه دور و نديدن ، چرا نمي فهمي
درخت سبز بهاري كه رو به نابودي ست
و شاخه شاخه تكيدن ، چرا نمي فهمي
منم و خندهي شوقم كه مي رسد تا اوج
و پله پله خميدن ، چرا نمي فهمي
براي اين پرنده عاشق ، قفس تلخ است
و ذره ذره پريدن ، چرا نمي فهمي
و روزگار مديدي كه عاشقي كردم
و طعم گريه چشيدن ، چرا نمي فهمي
و كوله بار غريبي كه مي كشم بر دوش
چو انتظار كشيدن ، چرا نمي فهمي
(شعر من نیست)
نگو...
نگو داشتنت یه خوابه نگو دنیا یه سرابه
نگو عاشقی خیاله نگو آخرش زواله
نگو:"عاشقم، نمیشه"، نزنی به ریشه م تیشه
نذا باز بشینه اشکم تو چشام مثل همیشه
نشکنی یه وقتی قلبم، نشونی رو گونم شبنم
نذاری بی تو بمیرم برسه زمان مرگم
جز تو که چیزی نمیخوام از خدای آسمونام
اگه حتی توی کویر بری دنبال تو میام
تک ستاره ی منی تو توی هفتا آسمونم
مگه میشه بی تو باشم؟ بی تو نمی تونم بمونم.
(پگاه)
کلاغ قصه ها
يه روزي هم قصه ي من تمومه،به سر ميرسه
اما توي قصه ي من كلاغ به خونه ش مي رسه
خونه ي كلاغ يه جاي دور توي شهر فرشته هاست
همونجا كه عشق من هست،اونجا كه از دنيا جداست
كلاغ خسته آخرش بايد به خونه ش برسه
نبايد بذاره يه روز توي تنهايي بپوسه
آخه كلاغ قصه ها منم كه بي اون مي ميرم
مني كه با نگاه اون جون تازه مي گيرم
كلاغ نبايد بميره ،بايد كه زنده بمونه
حتي اگه بهش ندن يه ذره هم آب و دونه
بايد كه طاقت بياره،پارو همه چي بذاره
براي به اون رسيدن سختي رو به جون بخره
ايندفه ثابت مي كنم كلاغ به خونه ش مي رسه
من به همه نشون مي دم كه عشق من مقدسه
آخه كلاغ قصه ها منم كه بي اون ميميرم
مني كه با نگاه اون يه جون تازه مي گيرم
مگه كلاغ چي كم داره از كبوتر،از قناري
از مرغ عشق تو قفس كه جاش مونده رو شاخه خالي
اگه كه اونا جاشون تو قفساي آدماست
جاي كلاغ قصه ها توي دل فرشته هاست
پس ديگه آخر قصه همه بايد اينو بگيد:
قصه ي ما به سر رسيد كلاغه هم به خونه اش رسيد
آخه كلاغ قصه ها منم كه بي اون ميميرم
مني كه با نگاه اون يه جون تازه مي گيرم
(پگاه ، شنبه 5 شهريور)
قصه خوابهای من...
مي دونم بهت نمي رسم،دوست دارم چكار كنم؟ مي تونم از دل خودم به سادگي فرار كنم؟ من هميشه تو فكرتم،قلبم از تو جدا كه نيست حيف مثل اون نيستم واست،خودِ خودِ نمره ي بيست كاشكي مي شد مي فهميدي كه من چقدر دوست دارم مي فهميدي بدون تو نه شب دارم نه روز دارم راستي ديشب من ديدمت دوباره به من سر زدي ولي تا چشمام باز شدن رفتي از اينجا پر زدي وقتي بيدار شدم چرا رفتي دوباره پيش اون؟ اي بي وفا من كه گفتم نرو ديگه پيشم بمون راستي عزيزم يه سوال،يه چيز بپرسم راست مي گي؟ راسته مي گن عاشقشي؟ راسته مي گن دوسش داري؟ يه چيز ديگه نازنين، اونم تو رو دوست داره؟ اونم به اندازه ي من از عشق چشمات مي باره؟ همه مي گن از عشق تو عقلم پريده از سرم مي گن بهم بچه شدم كه از نبودت مي بارم ولي قسم به نگاهات،به جون چشماي سيات هنوز دوست دارم عزيز،حتي اگه بشم فدات (پگاه)
راز همیشگی
حس همیشه داشتنت نه عشق و دلبستگیه
نه قصه ی گسستنه نه حرف پیوستگیه
عادت و عشق و عاطفه هر چی لغت تو عالمه
برای حس من به تو یه اسم گنگ و مبهمه
تو این روزای بی کسی اگه به دادم نرسی
یه روز میای که دیر شده نمونده از من نفسی
خواستن تو برای من فرا تر از روح و تنه
راز همیشگی شدن همیشه از تو گفتنه
اگه تو مهلتم بدی مهلت مرگو نمی خوام
با تو به قصه میرسم همراه لحظه ها میام
همیشه عاجزه کلام از گفتن معنی ناب
هیچ عاشقی عاشقی رو یاد نگرفته از کتاب
(ابی)
تولدت مبارک...
میخوام بگم بهت عزیز،نگات توی دنیا تکه
اون چشمای سیاه توشیطون ولی بی کلکه
نبض صدای تو،...، عطر گلای میخکه
دوست دارم یه آسمون، تولدت مبارکه
...جونم وقتی صدات می پیچه توی خونمون
پر میشه از حس بهار خزون آشیونمون
از موج خوشرنگ صدات گل میکنن باز غنچه ها
صدای مهربون تو میبره منو تا آسمون
خنده های شیرین تو از عسلم شیرین تره
طنین صدات ... َم، از غزلم رنگین تره
من که دیوونتم، گلم برام تو خیلی عزیزی
پگاه از نداشتنت از غمگینم غمگین تره
میخوام بگم بهت عزیز،نگات توی دنیا تکه
اون چشمای سیاه توشیطون ولی بی کلکه
نبض صدای تو،...، عطر گلای میخکه
دوست دارم یه آسمون، تولدت مبارکه
حتی خیال داشتنت اشک شوق تو چشمم میشونه
خودم میفهمم که رویاست،دلم اینو نمیدونه
تو چه بخوای و چه نخوای،حتی باورم نکنی
دلم تا این دنیا دنیاست پای عشق تو می مونه
همیشه کار من اینه که واسه تو دعا کنم
برای خوشحالی تو همش خدا خدا کنم
میدونم فقط آرزویی حتی شاید محال باشی
اما بازم نمیتونم عشق تو رو رها کنم
میخوام بگم بهت عزیز،نگات توی دنیا تکه
اون چشمای سیاه توشیطون ولی بی کلکه
نبض صدای تو،...، عطر گلای میخکه
دوست دارم یه آسمون، تولدت مبارکه
(پگاه، آذر 84)
مي دونم
من كه مي دونم يه روزي مي ميرم از نداشتنت گر چه ديگه عادت شده تو رو از خدا خواستنت من كه مي دونم آخرش دق ميكنم تو بي كسي ولي اينم مي دونم كه،به داد من نمي رسي من كه مي دونم دل تو يه قلب ساده نمي خواد حتي واسه يه لحظه هم با دل من راه نمياد من كه ميدونم من مثل زمينم و تو آسمون هيچ وقت به تو نمي رسم آخه زياده فاصلمون من كه ميدونم عزيزم، سر تو خيلي شلوغه حتي اگه بهم بگي دوسم داري يه دروغه من كه ميدونم هميشه كسي هست از عشق واست بگه من و اين دل ديوونمو تو واسه چي بخواي ديگه؟ من كه مي دونم پيش من نمياي اما هنوز منتظرم هنوز واسه نگاه تو حيرونم و در به درم من كه ميدونم هيج وقت عشق تو از ياد نميره خوب ميدونم يه روز دلم از دوريت آخر مي ميره (پگاه)
با همه مي بينمت ، با همه كس
دوست ندارم بشنومت از اين و اون
ببينم عكستو تو آلبوم عكس ديگرون
نمي تونم ببينم با همه مربونيتو
با مني كه عمريه ديوونتم ، نامهربون
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم ؟
ديگه طاقت ندارم تو رؤياي كسي باشي
دنياي مني ، محاله دنياي كسي باشي
عمريه داد مي زنم زيبا فقط مال منه
نمي تونم ببينم تو زيباي كسي باشي
با همه مي بنمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم ؟
ديگه طاقت ندارم ، زيبا چه قدر سفر مي ري ؟
به خدا رو كره زمين باشي هدر مي ري
مي دونم ، توي قايم باشك تلخ روزگار
يه روز از دست چشاي اين ديوونه در مي ري
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، همه تو رو نشون مي دن
وقتي كه مي بينمت ، دستاشونو تكون مي دن
قيمت ناز نگات ، هر چي باشه من مي خرم
بقيه رد مي شن و همه مي گن گرون مي دن
با همه مي بينمت ، با همه به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ندارم ، توام من و دوس نداري
خودتم از همه بيشتر من و تنها مي ذري
مي دوني نه روزگار ، نه مردمش ، نه تو ، نه عشق
قديما به اين مي گفتن ، غريبي ، بدبياري
با همه مي بينمت ، با همه به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم بخونمت تو هر غزل
گل اركيده بيارن واسه تو بغل بغل
تو كه بهتر مي دوني ، هيچ كس ديگه نمي گفت
به چشاي مثل ماه نازنين تو ، عسل
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، پروانه هات فراوونن
اونا از ديوونگيم بي خبرن ، نمي دونن
اما من يه روز ميام انقده فرياد مي زنم
تا برن تمام عاشقايي كه تو مي دونن
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، بپيچه موجاي صدات
كسي عكسي داشته باشه از طلوع خنده هات
نمي خوام حتي كسي يه شاخه گل بهت بده
همه ي گلا رئ من يه روز مي ريزم زير پات
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم همه تو رو طلب كنن
از آتيش عشق تو يا بسوزن يا تب كنن
مگه من مرده باشم كه بذارم چند تا ديگه
روزشونو به هواي ديدن تو شب كنن
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ببينمت با ديگري
دساي كسي باشه تو اون دساي مرمري
نمي تونم ببينم من ديوونت باشم و تو
بي تفاوت از كنار يه ديوونه بگذري
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم دنيا برام جهنمه
عكساتو هميشه مي بينم توي دستاي همه
تو بيا و محض خاطر كسي كه دوس داري
بگو كه عاشق تر از هر كسي كه ديدي ، مريمه
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، به خيليا نس مي دي
خيلي راحت با غريبه آشناها دس مي دي
مي دونم اگه يه ذره ديگه ايراد بگيرم
همه ي شعرا و نامه هاي من رو پس مي دي
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، دلم برات تنگ شده
غم تو رو شونه هام يه كوهي از سنگ شده
تو صدات يه چيزيه خيلي من و مي ترسونه
حتي من بهم مي گه مهر تو كمرنگ شده
با همه مي بينمت با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، تو نمي خواي ببينمت
گل من فك مي كني مي خوام بيام بچينمت
دوس دارم يه وقت كوتاه بذاري براي من
توي لحظه هاي فيروزه اي و ناب و كمت
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، دلم يه گوله آتيشه
گل من تو هم كه دائم مي گي اينجور نمي شه
حق داري ، من ديوونم تو كه گناهي نداري
نمي توني بسوزي پاي يه عاشق ، هميشه
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه هم تو كار داري ، هم ماجرا طولانيه
هواي چشم منم ابريه و طوفانيه
زيبا جون اگر يه وقت حرفي زدم به دل نگير
اوج ديوونگيا تو بيتاي پايانيه
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
شنيدم امسال ديگه مي خواي بياي تولدم
كلي شرمنده ي اين حرفايي كه زدم ،، شدم
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
چه بياي و چه نياي من هميشه شرمندتم
هميشه مزاحم اخم و نگاه و خندتم
مي دوني عاشقتم ، به اين دليله كه همش
نگران حالا و گذشته و آيندتم
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
زيبا جون اينو بذار تو برگه هاي چكنويس
نمي گم نخون ، بخونو بعدشم روش بنويس
اگه خوب نگاه كني ، مي بيني كه مونده رو اون
رد اشك دو تا چشم عاشق و ابري و خيس
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
زيبا جون من و ببخش ، عاشقتم اما بدم
توي اين دنيا ، فقط ديوونگي رو بلدم
من مي ميرم واسه هر چي كه بگي ، هر چي بخواي
به دلت نگير كه اين حرف و يه عالمه زدم
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
(مریم حیدر زاده)
