تبليغاتX
هنوز...همیشه...هرگز؟

هنوز...همیشه...هرگز؟

آری آغاز دوست داشتن است، گرچه پایان راه نا پیداست....

سلام به همه دوستان....دوستای عزیز دارم سایت شعرامو راه میندازم....البته هنوز در دست ساخته ولی بیاین ببینینا(وقتی راه افتاد)...آدرسش اینه:

http://golha.net/ghashangtarinroya

الان هم هست ولی فقط قالبشو میبینین....

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 15:55  توسط پگاه  | 

درد

تو هجوم گریه و درد وقتی که چشام میباره

دستای سرد و کبودم دستاتو باز کم میاره

پشت یه هاله از اشکم پنهون میشه باز نگاهم

حس میکنم دنیا می خنده به روز سیاهم

طعم تلخ درد دوباره می پیچه تو تن خستم

چرا هیچکی منو ندید؟ ندید بی صدا شکستم

دوباره همه وجودم میشه یه گوله ی آتیش

دل بیقرار تو سینه از غمت شده بازم ریش

میزنم فریاد حسرت که خدا آخه کجایی

میشنوی تو ضجه هامو اما بازم بی صدایی؟

تویه دنیای خیالم حتی دیگه جای من نیست

روح بی تاب و خستم موندنی توی تنم،نیست

بیخیال که خیلی ساده همه زندگیمو باختم

خیلی سخته اما پای  تلخیا سوختم و ساختم

پرم از سرگیجه و دردای گنگ و توهم

دلم شده دریای آروم اما پر موج و تلاطم

(پگاه)

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 1:29  توسط پگاه  | 

ملکول عشق

امروز داشتم مجله ها و روزنامه هارو گشت میزدم که چشمم به یه مطلب جالب افتاد....ملکول عشق....این ملکول تو بدن همه هست اما وقتی کسی عاشق میشه غلظتش تو خون اون فرد زیاد میشه، اسم لاتینش هست Never growth factor که با علامت اختصاری NGF شناخته شده....جالبتر اینکه دانشمندای کاشف این ملکول گفتن بعد از یه سال که از عاشق شدن گذشت دوباره اندازش کم میشه و به حالت عادی بر میگرده.... هنوز علت کاهش پیدا نشده اما این ملکول نقش مهمی برای شروع عشق داره....

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 2:34  توسط پگاه  | 

برگرفته از وبلاگ زیبای دوست عزیزم آقا هومن

وبلاگشو از اینجا ببینید

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 11:33  توسط پگاه  | 

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه...دوباره این دل دیوونه واست دلتنگه

دلم مي خواد گريه كنم

 ولي چرا؟براي كي؟

شايد واسه دل خودم

شايدبراي ديگري

شايد دلم شكسته شد

شايد كه چشمام خسته شد

از ديدن دلسنگي ها

از زور اين دلتنگي ها

با تو ام اي ابر بهار

 جاي ديگه لونه بذار

آخه چرا چشماي من؟

از چشم ديگرون ببار

جنس دل من از شيشست

غصه كه كار هميشست

يه لحظه هم كه شاد بشم

از غصه من آزاد بشم

زودي يكي سر مي رسه

باز يكي از در مي رسه

كه بشكنه دل منو

كه در بياره اشكمو

 (پگاه)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 14:50  توسط پگاه  |