دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه...دوباره این دل دیوونه واست دلتنگه
دلم مي خواد گريه كنم
ولي چرا؟براي كي؟
شايد واسه دل خودم
شايدبراي ديگري
شايد دلم شكسته شد
شايد كه چشمام خسته شد
از ديدن دلسنگي ها
از زور اين دلتنگي ها
با تو ام اي ابر بهار
جاي ديگه لونه بذار
آخه چرا چشماي من؟
از چشم ديگرون ببار
جنس دل من از شيشست
غصه كه كار هميشست
يه لحظه هم كه شاد بشم
از غصه من آزاد بشم
زودي يكي سر مي رسه
باز يكي از در مي رسه
كه بشكنه دل منو
كه در بياره اشكمو
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 14:50  توسط پگاه
|
