تبليغاتX
هنوز...همیشه...هرگز؟ - تو و فاصله....

هنوز...همیشه...هرگز؟

آری آغاز دوست داشتن است، گرچه پایان راه نا پیداست....

تو و فاصله....

به پای چوبی من تبر زده نگاه تو

من نمی تونم برم اما تو هی میگی برو

آخه من کجا برم هرجا برم بازم تویی

پیش پای لنگ من یکه و تنها میدویی

تو و فاصله با هم یکی شدین

من و پاهام به رسیدن نا امید

کاش میشد میرسیدم تا بدونم

تو و فاصله به هم چیا میگید

من به تو نمیرسم ای همه خوبی من

تو نه دور میشی نه نزدیک به پای چوبی من

به پای چوبی من تبر زده نگاه تو

من نمیتونم برم اما تو هی میگی برو

تو و فاصله با هم یکی شدین

من و پاهام به رسیدن نا امید

کاش میشد میرسیدم تا بدونم

تو و فاصله به هم چیا میگید

به صدای من کمی گوش بده

دل به این خسته ی خاموش بده

ببین از چی می خونم برای تو

ای همه هستی من فدای تو

تو و فاصله با هم یکی شدین

من و پاهام به رسیدن نا امید

کاش میشد میرسیدم تا بدونم

تو و فاصله به هم چیا میگید

(محسن چاوشی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 23:53  توسط پگاه  |